برایِ کیهان

۷ مرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۱۳ دیدگاه

امام خامنه ای چقدر مظلوم است، هر روز که از خواب بلند می شوم برای سلامتی و طول عمرش صدقه کنار می گذارم، یک عده ای از همین حزب الهی نماها هستند که آقا را مظلوم می کنند، امثال مهدی محمدی دبیر سرویس سیاسی روزنامه کیهان فاقد بصیرت هستند که امثال مشایی را مقابل رهبری جلوه می دهند و ضلع سوم فتنه را مشایی توصیف می کنند ، یاد یال و کوپال حسین شریعتمداری و محمدحسین صفارهرندی که الان هم دوستشان دارم بخیر که هاشمی رفسنجانی را مقابل رهبری قرار می دادند و بوق کرنای وا اسلاما سر می دادند … به چه روزی افتاده است آقای صفار که در این اخیر آقا را سپر خود کرده است و از ایشان مایه می گذارد، من واقعا متأسفم از این همه چند رنگی، آقای هرندی بیلان کاری شما از دوران وزارت ارشاد چیست؟ چکار کردید برای فرهنگ؟ چکار کردید برای سینما؟ چکار کردید برای روزنامه ها؟ چه کردید با کارگردانان متعهد؟ سئوال بسیار دارم منتظرم فرصتی بشود تا حرفهایم را رودرو بزنم!

آقای محمدی دست مریزاد بغض گلوی ما را ترکاندی با آن اراجیفی که در جلسه انصار حزب الله گفتی همان انصار حزب الهی که یاسر هاشمی به واسطه دوست ایثارگرانیش خرجش را می دهد! ، دوستان وقتی سخنانت را خواندند خواستند زنگ بزنند چندتا نکته متذکر شوند ولی مبایلت خاموش بود، آنقدر مُدیری که سر ساعت ادارای مثل همه ی کارکنان روزنامه کیهان در محل کارت حاضر می شوی …!

هر کس با آقایان کیهانی همکاری نکند و انتقاد کند می شود صهیونیست، می شود بَد، می شود اَخ … ، بنده های خدا حسن روزی طلب  ، رضا گلپور، فاطمه رجبی، حسین الله کرم و …  با این همه سوابق انقلابی و تشکیلاتی که چه ها نشنیدند … فعلا سوارید و می تازید ! ولی یادتان باشد  ” و مکرو مکروالله و الله خیر الماکرین … “

کسانی که برای اهداف و مقاصد شوم خود عنوان نمایندگی ولی فقیه را یدک می کشند عاقبت بخیر نخواهند شد … باشد برای اینکه بیشتر تأمل کنیم.

ان شاءالله عاقبت بخیر شویم …

 

+ http://f-hami.blogfa.com/post-256.aspx ( وبلاگ سیاسی نوشته های یک دختر دانشجو )

+ http://supershia.blogfa.com/post-237.aspx ؛ http://supershia.blogfa.com/post-238.aspx ( وبلاگ سوپر شیعه  )

وصله به راه

۴ مرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۱۱ دیدگاه

امام به ما آموخت انتظار فرج در مبارزه است. (شهید آوینی)

 

پایم که وصله می زنم این راه پاره را

من چند بار تجربه کردم دوباره را

 

هر که پیاده بود از اینجا عبور کرد

چشمم ندید گرد عزیز سواره را

 

عیب از لباسهای منا جات ما نبود

باید عوض کنیم تنِ بی قواره را

 

از عقل ، این ضریح ندیدم کرامتی

بی خود مرید بوده ام این هیچکاره را

 

عقلم به هیچ جای دگر قد نمی دهد

امشب بریده ام نفسِ استخاره را

                                                از شیخ رضا جعفری

 

تو این شب عزیز برای عاقبت بخیر خودمون زیاد دعا کنیم، برای عاقبت بخیر حسین شریعتمداری و علیرضا زاکانی و خیلی های دیگه زیاد دعا کنیم ، کسایی که رفتن تو زمین حریف کمر همت بستند برای زمین زدن اصل انقلاب … کاش می شد ناگفته ها را گفت تا برخی احساس خطر کنند … بابش باز شود حتما خواهم نوشت !

 

اعمال وارده شب نیمه شعبان:

۱- قرائت سوره یس و هدیه آن به امام عصر ارواحنا فداه

۲- قرائت زیارت آل یس

۳- قرائت دعای فرج، رأس ساعت ۱۱

حواستان کجاست؟

۲ مرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۶ دیدگاه

توطئه جدید علیه دکتر احمدی نژاد؛

از خود دولت و نزدیکان رئیس جمهور یارگیری می کنند تا به دکتر ضربه بزنند،چه شده است که آقای زاکانی از دوستان ما و یاران دکتر لب به تعریف گشوده است جای سئوال دارد… شاید ایراد از خود بچه های ما بود … فکر کنم با این تفاسیرقافیه را ببازیم!

هر چنده عده ای در جَو مفرط هستند و احساساتشان بر تفکرشان غلبه می کند، هر چند عده ای هنوز هم مفهوم ادبیات و کارهای دکتر را نفهمیدند، هر چند یک عده فقط به فکر باند خودشان هستند، هر چند بعضی می خواهند دکتر را برای خودشان تصاحب کنند، هر چند بچه ها حرف برای گفتن دارند … اما ساده گرفتند اوضاع را … من متأسفم.

چه پائین چه بالا … عصای دستتان را از دست ندهید و الی می خورید زمین! زیر پای همه و همه پوست مُز انداخته اند و من دوسال است به این نتیجه رسیدم آقای مدیر مسئول و اعوان و انصار تقوا ندارند!

* این نوشته صرفاً برای خودی ها نگاشته شده است … و ارزش قانونی ندارد.

فتنه ای در راه است …

پرده اول؛

فتنه یک‌سال اخیر فتنه ” ناکثین ” بود، کسانی که با انقلاب و ارزش ها پیمان بستندند پیمان شکستند، کسانی که با انقلاب نمک خوردند و نمکدان شکستند و همه‌چیز را به فراموشی سپردند، متأسفانه انقلاب و آرمان های حضرت روح الله به موزه رفت …

اما بحمدالله مردم شریف ایران اسلامی با رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب امام خامنه ای از این فتنه ناگوار و تلخ به سلامت و سر بلند بیرون آمد، و الحمدلله خود ملت قدرت طلبان و حاکمال زر و زور و تزویر را به خاک مذلت نشاندند. 

پرده دوم؛

خوارج دوران – این روزها حرکات و سکنات عده ای از بزرگان و متأسفانه علمای بنام و گمنام! حکایت از شروع فتنه ” مارقین ” دارد. کسانی که در کنج مساجد خلوت گزیدند، کسانی که با یک آه یک جمعیت را بالا و پائین می برد، متأسفانه روحانیون بنام، علما و بزرگان دین در این فتنه نقش بسزایی خواهند داشت. فتنه ای پیچیده و عظیم در راه است به علما و روحانیون و همه اهل معرفت توصیه می کنم یکبار دیگر ” منشور روحانیت ” امام(ره) را مطالعه کنند …

ان شاءالله واقعه عاشورا تکرار نگردد …!

 

۱۰ توصیه شهید بهشتی

به مناسبت سالگرد شهید سید محمدحسین بهشتی و یاران …

ما برای این‌که بتوانیم کارهای بزرگی را انجام دهیم، بی‌شک باید متشکل باشیم. رابطه‌های ایمانی، اعتقادی، علمی، و دینی سازمان یافته برای رسیدن به بخشی از اهداف و تحقق بخشیدن به قسمتی از مراحل یک انقلاب می‌تواند کافی باشد؛ ولی برای رسیدن به بخشی دیگر از اهداف و تحقق بخشیدن به آن قسمت دیگر از آرمان‌های یک انقلاب کافی نیست … ما همچنان بر داشتن یک تشکل پافشاری داریم؛ اما شرط آن این است که:

۱-  تشکل باید پاسدار ارزش ها باشد، نه پاسدار خود. نگهبان ارزش‌ها باشد، نه نگهبان خود.

۲-  تشکل باید سازنده ی ما، آسان‌کننده‌ی خودسازی برای ما و کمکی به «سیر الی الله» برای شرکت‌کنندگان در این تشکل باشد.

۳-  شرط سوم، این‌که این تشکیلات به درد مردم بخورد، نه این‌که یک باری باشد بر دوش این جامعه

آن‌چه در ادامه می‌آید، ۱۰ توصیه‌ی اوست که حدود ۳۰ سال پیش در جمع انجمن‌های اسلامی سازمان بهزیستی بیان شده؛ اما انگار حرف‌هایی است که در سال ۸۷ برای ما گفته است…

برادرها و خواهرهائی که بار سنگین مسئولیت‌ها را بردوش دارید و چشم‌ها در انتظار نتایج تلاش‌های به‌هم‌پیوسته‌ی شماست، خوش آمدید! شماها در اقلیت هستید و دیگر نمی‌خواهیم تعارف بکنیم که اقلیت هستیم. شما اقلیت مؤمن می‌خواهید چه کار کنید؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت تکیه کنید و بگویید بله، امروز دیگر دولت، دولت ماست؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت پیروز انقلاب تکیه کنید و کارهایتان را پیش‌ببرید؟ نظر ماها این است که شما یک اقلیتی باشید که تکیه‌کنید بر:

۱- ایمان هر‌چه قوی‌تر به آرمانتان و به کارتان؛ نگذارید این ایمان در شماها خدای ناکرده پژمرده و ضعیف شود. این ایمان باید روز به روز تقویت‌گردد.

۲- برنامه‌های عملی‌ای که در‌آن، تفوق و برتری کارکرد ساختار اسلامی و نیروهای مؤمن به چشم بخورد؛ باید به‌گونه‌ای باشد که خواهر مسلمان و برادر مسلمان ما که از یک هم‌سن‌ و همکلاسی و هم‌رتبه‌ی غیر‌مسلمانش در مقام عمل دینی صالح‌تر است، در مقام عمل اجتماعی نیز سودمندتر باشد. اگر عمل شما به حال مردم سودمند واقع شو‌د، ماندنی خواهید بود. این بیان قرآن است. «فاما الزبد فیذهب جفاءً و امّا ما ینفع الناس فیمکث فی الارض» [... آن‌چه برای انسان‌ها سودمند است می‌ماند. رعد/ آیه ۱۷] سودمندی بیشتر ما باعث پیروزی ماست. به همین جهت در خودسازی فردی و جمعی انجمن‌هایتان باید طوری برنامه‌ریزی کنید که در صحنه خدمت به مردم بدرخشید؛ نه برای تعریف مردم بلکه برای خدا.

۳- ارتباط‌تان را قوی کنید؛ وقتی یک عده در اقلیت هستند، باید بکوشند تا به کمک ارتباطات گسترده، یک جمع بزرگتر شوند. وقتی‌که همه یک‌جا جمع هستید، احساس دلگرمی و قدرت بیشتر می‌کنید.

۴- جذب عناصر جدید؛ گاهی دافعه خیلی قوی است اما جاذبه چندان قوی نیست. مسلمان، هم دافعه دارد و هم جاذبه. شما باید جاذبه‌تان زیاد باشد. باید کلامتان و رفتارتان چنان باشد که اطرافیانتان را یکی یکی جذب‌کنید. اصلاً باید برنامه داشته باشید برای جذب آنها. مبادا فکر کنید که اینهایی که با ما مخالف هستند دیگر کارشان خراب است و درست‌شدنی نیستند. خیر، انسان تغییر‌می‌کند. خیلی‌ها آدم‌های خوبی هستند، می‌لغزند و بد می‌شوند. خیلی‌ها آدم‌های بدی هستند و در اثر ارشاد و معاشرت خوب می‌شوند. تعالیم اسلام یادتان نرود. اسلام می‌گوید تا آخرین لحظات حیات، درِ توبه باز است.

۵- انضباط؛ هر کار دسته‌جمعی‌ای که انجام می‌دهید باید همراه باشد با انضباط تشکیلاتی. بچه مسلمان‌ها به انضباط مقدار کمی بها می‌دهند. باید یک مقدار به انضباط بیشتر بها‌ بدهیم. اما نظم فرعونی نه؛ زیرا نظم گاهی فرعونی و طاغوتی است. نظم ما باید الهی، سازنده و نورانی باشد.

۶- شناسایی و کشف استعدادها؛ کشف عناصر مدیر و به دردخور که بتوانند پستهای کلیدی و مؤثر را با لیاقت اداره کنند. گاه ما یک فرد متدین و خوبی را می‌‌گذاریم رأس کاری ولی چون توانایی‌اش ضعیف است، اثر بدی می‌گذارد. شما باید مدیرهای مومن و متعهد ۱۰ سال آینده را هم کشف کنید و هم بسازید.

۷- معلوماتتان را ببرید بالا در کنار مطالعات اسلامی؛ مطالعاتتان باید اسلامی باشد، فنی هم باید باشد. هر کدام از شما وظیفه‌ی شرعی‌تان است که در هفته یک مقدار روی رشته خاص خودتان مطالعه‌ی فنی کنید، طوری که کاردانی و کارایی فنی شما رو به افزایش پیگیر و مستمر باشد.

۸- شیوه‌های صحیح برخورد با دشمن و مخالف را یاد بگیرید؛ گاهی برادرها و خواهرها با جریانهای مخالف می‌خواهند برخورد کوبنده داشته باشند اما طرز برخورد آنها طوری است که در جامعه محکوم می‌شوند. شیوه‌های برخورد باید صحیح باشد. باید درباره این شیوه‌های برخورد بنشینید و تبادل نظر کنید.

۹- انتقاد از خویشتن؛ آیا هیچ وقت دور هم جمع می‌شوید بگویید این یک هفته نقایص و عیب کارم این بود. این کار را می‌کنید یا خیر؟ خوب، شروع‌کنید! هیچ اشکالی ندارد. «المؤمن مرآت المؤمن» یعنی چه؟ برادر و خواهر مسلمان باید آینه‌ی یکدیگر باشند. آینه یکی از کارهایش این است که عیب‌های آدم را می‌گوید. بنابراین هر هفته‌ای، دو هفته‌ای، یک ساعت دور هم بنشینیم با روی باز و گشاده‌رویی هر کسی اول عیب‌های خودش را بگوید بعد آنهایی که جا می‌ماند دیگران بگویند، بعد هم عیب جمعمان را بگوییم.

۱۰- امید کامل به آینده؛ هیچ مسلمانی حق یأس و ناامیدی ندارد. آدمهایی که ایمان به خدا ندارند آنهایی هستند که از گشایش‌آفرینی خدا در تنگناها مأیوس می‌شوند. انسانهای مؤمن همیشه باید امیدوار باشند. آنقدر قرآن و اسلام به ما تعلیم می‌دهد که نه با یک غوره سردی‌تان بشود و نه با یک مویز گرمی‌تان.

 

واکاوای شخصیت دکتر علی شریعتی

میخواهم از دکتر شهید علی شریعتی سخن بگویم و از طبقه فکری و عقیده ای خودم گله کنم. من نمیخواهم شما هرچه من نوشتم بپذیرید،میخواهم فقط آن را بخوانید. لذا خودتان تحقیق و تفحص کنید و نتیجه لازم را بگیرید! ما داریم در یک محدوده بسیار بسته ای زندگی می‌کنیم و در آن محدوده ای که از محل خودشان و از یک گروه اجتماعی خاص پیرامون‌شان تجاوز نمی‌کند. از خبرها و حوادث و جریاناتی که در بیرون می‌گذشت و از تاریخ خودشان اطلاع ندارند. و اینهاست که وجدان را آرام نگه داشته است!

… من از دیدگاه‌های بسته و کشککی و خُرد و بی ملاحظه متنفر شدم؛ اینکه چرا کراوات می‌زد؟ چرا ریشش را می‌تراشید؟ چرا؟ چرا؟ و چرا … اینهاست بزرگترین خطرات و وحشتناک‌ترین نوع خطاها و انحراف‌ها و ناهنجاری‌ها و سقوط‌های غیرقابل تحمل که در محیط و طبقه ای که من به آن تعلق دارم رخ داده و آشفته‌شان کرده است! میخواهم به زبان ساده‌تر حرف بزنم …

چهره دکترعلی در میان اقشار حزب الهی نباید یک چهره منفور تلقی گردد،مطالعه کتابهای ایشان یک نوع روشن بینی خاصی در جامعه ایجاد خواهد کرد، (گرچه نباید فراموش کرد که کتب ایشان نیاز به نقد کافی دارد و خود ایشان وصیت کرده بودند و به دوستانشان گفته بودند که آثار مرا نقد کنید. و آنجاهایش که مطابق با موازین اسلام نیست حذف و تصحیح کنید و خودشان هم این تصمیم را داشتند که یک فرصتی داشته باشد تا بازنگری کند به مسائلی که گفته بود.)

بنده خودم سابقاً تحت تأثیر این حرفهای مفت قرار گرفته بودم و کمتر از ایشان خوشم می‌آمد.گرچه تمامی کتاب‌هایش در منزل ما موجود و پدرم یکی از دوستداران واقعی ایشان می‌باشد، … و من به اصرار پدر کتاب پدر، مادر ما متهمیم را خوانده بودم و بسیار شگفت انگیز از این همه بلند نظری شده بودم، اما متأسفانه باز هم در جو صحبت‌های بی اساس و پایه عده‌ای قرار داشتم و نمی توانستم شخصیت عظیم این معلّم فرزانه را به خوبی درک و لمس کنم، …، در خانه محمدحسن نشسته بودم صحبت از دکتر به میان آمد …، کمی به تریپ فکری من برخورد …، او با نشان دادن نظریات و دفاعیات بزرگانی چون مقام معظم رهبری،شهید بهشتی،شهید مطهری،شهید چمران و …، در ذهن من ایجاد شبه کرد، به منزل خودمان آمدم سری به کتابخانه زدم و آرشیو مجلات را شروع به جستجو کردم، در میان آرشیو مجله سروش، یک ویژه نامه پیدا کردم که تاریخ انتشار آن (شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰) بود، اینجا دیگر اینترنت نبود که در سندیتش شبهه وجود داشته باشد، اینجا یک مصاحبه از حضرت آقا بود که حجت را برای من تمام کرده بود ایشان بسیار جانانه و با عمق از شریعتی دفاع کرده بودند.(مصاحبه‌های خواندنی‌ای از حجت السلام و المسلمین دعایی،حجت السلام حجتی کرمانی،حجت السلام معادیخواه و … بود که تمامی آن‌ها را به اختصار برای شما می‌آورم.)

… و من به شخصیت و اندیشه‌های مظلوم و تکرار نشدنی فردی بنام شهید شریعتی غبطه خوردم و بر خودم فریاد کردم که چرا وی را عمیق و منصفانه رصد نکردم …!

حال بگذریم …

- خلاصه بیانات حضرت آیة الله خامنه‌ای درباره شهیدعلی شریعتی؛

۱-      دکتر شریعتی برای حاکمیت اسلام و جمهوری اسلامی تلاش می‌کرد.

۲-   مرحوم شریعتی از جمله با کسانی‌که خیلی کوشش می‌کرد تا آشنا بشود، آقای حاج شیخ ابوالحسن شیرازی بود که اکنون امام جمعه مشهد می باشند.

۳-      مرحوم شریعتی به استاد مطهری ارادت خاصی می‌ورزید.

۴-      دکتر شریعتی علاقه بسیاری داشت که رابطه‌ای با «مدرسین حوزه علمیه قم» داشته باشند.

۵-      هر گروهی که بخواهد از شریعتی به عنوان یک وسیله اختلاف استفاده بکند یقیناً حرکت او یک حرکت خائنانه است.

۶-   اگر نقدی بر آثار شریعتی انجام گیرد و نقطه های روشن و مفید در معرض دید مَردم قرار گیرد و احیاناً اگر موارد مناقشه‌ای هست آن موارد، مناقشه بشود فکر و عمل بسیاری مفیدی برای جامعه است.

۷-      علاقه شریعتی نسبت به امام علاقه‌ای عاشقانه بود.

۸-      نقطه شروع یک تحرک همگانی در بین جوانان از زمانی است که شریعتی پا در میدان کار تبلیغات اسلامی گذاشت.

۹-      یکی از کارهای دکتر فرو ریختن و بی اعتبار کردن فرهنگ غربی در میان نسل میانه جامعه بود.

۱۰-   شریعتی نسبت به روحانیت مبارز و مترقی شدیداً ارادت می‌ورزید و بارها این موضوع را اعتراف کرده بود.

۱۱-   رابطه ذهنی شریعتی با روحانیت یکی از ظریف‌ترین و کشف نشده‌ترین ابعاد شخصیت او می‌باشد.

۱۲-   شریعتی در مقابل با روحانیت، با آن روحانیتی که به آن معنی من و شما می‌فهمیم روبرو نبود، با یک جریان روبرو بود.

۱۳-  گرایش دکتر شریعتی به “اقبال” و گرایش عاطفی شدید به “مرحوم آل احمد” بخاطر آن موضع گیری تند در مقابل سلطه فرهنگ غرب بود.

۱۴-  نقش دکتر شریعتی در ترقی نسل جوان به انگیزه‌های مذهبی و اسلامی و تفکرات اسلام راستین، نقش بسیار اصیل و عمیق و همه جانبه بوده.

۱۵-   مهمترین کارش مطرح کردن تفکر و اندیشه اسلامی در سطح بسیار وسیعی در بین جوانها بود.

۱۶-   حقیقت این است که شریعتی خیلی چیزهای یک‌طرفه و تازه را از اسلام می‌فهمید.

۱۷-   نقش شریعتی در گسترش فکر اسلامی و همچنین تلاش برای فهمیدن اسلام برای جوانان یک نقش استثنائی بود.

۱۸-  یک عده از روحانیونی که در هیچگونه از مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه شرکت نمی‌کردند، کارشان شده بود دیدن اشتباه از دیگران و بمباران کردن و در مقابل شریعتی ‌ایستادن. 

- متن نامه‌ی علامه شهید مطهری به معلم شهید دکتر علی شریعتی؛

برادر عزیزو دانشمندم جناب آقای دکتر علی شریعتی

قلب خود شما گواه است که چه اندازه به شما ارادت می ورزم و به آینده شما از نظر روشن کردن نسل جوان به حقایق اسلامی امیدوارم. خداوند مثل شما را فراوان فرماید. انتظار می رود که قبل از مهر سفری به تهران بفرمایید و دوستان و ارادتمندان را دلشاد نمایید متاسفانه این توفیق برای دوستان حاصل نشد، بهرحال ما سلامت و سعادت و موفقیت بیشتر شما را از خداوند متعال مسالت داریم.چندی پیش ابوی مکرم حضرت عالی و سرور عزیز ما جناب اقای شریعتی بر حسب تقاضای اینجانب نامه ای به حضرتعالی مرقوم داشتند و نوشتند که قرار است به مناسبت چهاردهمین قرن بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کتابی تالیف شود که از نظر معرفی شخصیت رسول اکرم

مفید باشد و تا حد امکان روی آن کار بشود.

رفقا مجموعا بیست موضوع برای آن کتاب در نظر گرفتند که البته لیست آن خدمتتان فرستاده خواهد شد، سه موضوع از آن بیست موضوع مربوط است به تاریخ زندگی آن حضرت از ولادت تا بعثت و از بعثت تا هجرت و ازهجرت تا وفات یعنی در سه بخش، بخش اول و دوم را آقای دکتر سید جعفر شهیدی به عهده گرفتند که البته لیاقت این کار را دارند و بخش سوم آن را که از دو بخش اول مهمتر  است برای حضرتعالی در نظر گرفتیم و شاید قسمت اصلی و اساسی کتاب با توجه به نویسندگان مبرزولایقش همین سه بخش باشد.

قهرا بخش سوم مفصل تر خواهد بود هر چند بنا است که مجموعا هر بخش از سی چهل صفحه تجاوز نکند اما به عقیده من بخش مربوط به حضرتعالی اگر پنجاه صفحه هم شد مانعی ندارد. مسلما جزییات را نمی شود در پنجاه صفحه گنجانید ولی ما از ذوق و ابتکار و حسن انتخاب حضرتعالی انتظار داریم که بطور فشرده و در عین حال روشن ،همه نکات روشن آن قسمت از زندگی حضرت را مرقوم فرمایید و مخصوصا قسمت هایی که کمتر مورد توجه دیگران است با نظر روشن بین خود آنها را بشکافید از قبیل عللی که منتهی به هجرت شد و فایده ای که رسول اکرم از ایجاد مرکزی در خارج مکه نفع اسلام برد. و همین طرز رفتار اسلام و رسول اکرم با اتباع سایر مذاهب و طرز حکومت و سیستم اداره مسلمین از جنبه های سیاسی و اجتماعی و غیره، تربیت اجتماعی مسلمین، تحلیلی از نامه ها و پیام های آن حضرت به سران جهان آن عصر، و امثال این مسایل که خود شما بهتر می دانید. بنده احتمالا تا دو  هفته دیگر به مشهد خواهم  آمد و پس ازیک شب توقف به فریمان خواهم رفت. امیدوارم توفیق زیارت عالی را پیدا کنم. همه دوستان را سلام برسانید.

 و السلام علیکم
مرتضی مطهری
۳۰/۷/۴۶

- نظرات دکتر عزتی از دوستان نزدیک دکتر علی؛

۱-   دکتر شریعتی را هیچ گروهی نمی‌تواند منحصر به خودش بکند و یا خودش را به او متصل بکند و از این طریق بهره‌برداری و یا سوء استفاده بکند، شریعتی از افرادی است که نمی‌تواند متعلق به یک گروه یا دسته باشد.

۲-      او می‌دید که اسلام یک مکتب و یک دینی است که تمام شرایط لازم را برای نجات دادن یک امّت در بر دارد.

۳-      همیشه به اسلام تقلیدی حمله می‌کرد و این نوع پیروی از اسلام و از تشیع را رد می‌کرد و طرد می‌کرد.

۴-   او معتقد بود استعمار وقتی بخواهد یک جامعه‌ای را به استسمار بکشد باید اول طرز فهم و فرهنگش را عوض بکند و او را از خودش بیگانه بکند.

۵-      در کتاب “چه باید کرد” دکتر دقیقاً کیفیت آشنا کردن مجدد امّت مسلمان با فرهنگ اسلامی بررسی شده.

۶-   دکتر رسماً در نوشته‌های خود این را اعلام کرده بود که چون پدر من – جامعه من – محیط من مسلمان هستند پس من باید مسلمان باشم، این را توهین به اسلام و مسلمین و تشیع می‌دانست.

۷-      دکتر مخالف دوست داشتن و تقلید کورکورانه از شیعه حسینی- زینبی- فاطمی و غیره است.

- نظرات حجة السلام والمسلمین حجتی کرمانی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی؛

۱-   شورش دکتر شریعتی بر علیه غرب‌زدگی چنان شورش خود متفکران غربی علیه غرب زدگی از اصالتی انسانی برخوردار بود با این تفاوت که دکتر به سلاح دین مصلح بود.

۲-   من وقتی سرود الله اکبر را با آن طنطنه و شکوه می‌شنوم، آرزو می‌کنم که دکتر زنده بود می‌دید که این سرود، از یکی دو سطر از دعاهای مفاتیح الجنان مرحوم محدث قمی گرفته شده است … .

- نظرات محمدمهدی جعفری نماینده مجلس شورای اسلامی؛

۱-   هرکسی به نام شریعتی علیه روحانیت اصیل و مترقی مخالفت بکند و او را پوششی و سنگری قرار دهد، به آرمان شریعتی و هدف شریعتی خیانت کرده است.

۲-   دکتر علی شریعتی ضرورت وحدت پیوند دو قشر روحانی و دانشگاهی مسئول را با گوشت و استخوان خود احساس می‌کرد و همیشه می‌کوشید که فاصله این دو را از میان بردارد.

- نظرات حجة السلام والمسلمین معادیخواه نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی؛

۱-      مرحوم شریعتی بلاتشبیه امامزاده‌ای بود که متولیان نادرستی داشت.

۲-       او شناخت عمیقی از روحانیت نداشت و در عین حال سو‌ ء‌نیست هم نداشت.

- نظرات حجة السلام والمسلمین سید محمود دعایی؛

۱-      خود دکتر شریعتی هم اذعان داشته و نمی‌خواسته بگوید من یک فقیه اسلامی هستم.

۲-      اگر دکتر شریعتی زنده بود می‌توانست بهترین یاور و بازوی حضرت امام باشد.

۳-   یکی از افرادی که از اروپا به نجف آمده بود از طرف دکتر یک پیامی برای امام آورده بود، ولی پاسخ پیام وقتی رسید که دکتر شهید شده بود.

۴-      یک انسان چنده چهره عامل جدایی مرحوم شریعتی از مرحوم مطهری شد.

۵-      “امام موسی صدر” دردمندانه می‌گفت: باید آثار شریعتی را به عربی ترجمه کرد …

۶-   یک روز خدمت امام بودم ایشان فرمودند: از تهران کسی را مستقیماً فرستادند پیش من که بیاید اینجا و علیه مطهری و شریعتی صحبت بکند.

۷-      از فرزندان امام و همسر امام مصاحبه‌هایی داشتیم که شدیدا‍ً به دکتر شریعتی ابراز علاقمندی می‌کردند.

۸-   “آیة الله مشکینی” از کسانی بودند که خودشان شخصاً یک شب بلند شدند رفتند حسینیه ارشاد و پای درس مرحوم دکتر شریعتی نشستند، وقتی ایشان از درس برگشته بودند گفته بودند رفتم و استفاده کردم، بسیاری از مطالبی که ما نمی‌توانیم بگوئیم ایشان دارند می‌گویند.

- و اما چند جمله ایی از دکتر شهیدعلی شریعتی …؛

۱-      افتخار می‌کنم که مقلد خمینی باشم، من غیر از ایشان چه کسی را می‌توانم به عنوان مرجع بپذیرم.

۲-      روشنفکرها همیشه بزرگترین فاجعه برای انقلابی‌ها بوده‌اند.

۳-      بی‌ارزش ترین جناح برای رهبری مردم روشنفکرها هستند.

۴-      انسانی که امام خود را نمی شناسد بمانند گوسفندی‌ست که شبان خود را گم کرده است.

۵-   باب اجتهاد را که مذهب ما باز گذاشته است و این بزرگترین عامل حیات و حرکت و نو ماندن مدام مذهب در هر زمانی و زمینی است.

۶-      ادعا می‌کنم که در تمام این دو قرن گذشته در زیر هیچ قرارداد استعماری، امضای یک آخوند نجف رفته نیست.

۷-      اختلاف من و او (طلبه) اختلاف پسر و پدری است در داخل خانواده.

۸-      این طلبه است که عمر مسئولیت اجتماعی‌ش با عمر حیات‌ش یکی است.

ادامه ی نوشته

پدیده ای به نام جا اَسبی

نمایندگان ملت ، ملت را به جا اَسبی فروختند ( توبه کردیم )

هاشمی،کروبی،جاسبی

هاشمی رفسنجانی،مهدی کروبی،عبدالله جاسبی

مهدی هاشمی رفسنجانی،عبدالله جاسبی

مهدی هاشمی رفسنجانی،عبدالله جاسبی

علی لاریجانی،حجت الاسلام والمسلمین اکبر هاشمی رفسنجانی،حجت الاسلام والمسلمین صادق لاریجانی

علی لاریجانی،حجت الاسلام والمسلمین اکبر هاشمی رفسنجانی،حجت الاسلام والمسلمین صادق لاریجانی

 

 

مطالب مرتبط:
.: پروژه پایمال ۲۵۰ هزار میلیارد تومان بیت المال در مجلس. +
.: پشت پرده ضایعه ای به نام مصوبه؛ چه کسانی به عنوان وکلای جاسبی نقش بازی کردند؟ +
.: مجلس حکومت جاسبی را مادام العمر کرد. +
.: آقای رئیس‌جمهور؛ شما هم «وزارت نفت» را وقفِ این دو خواهرزاده‌ی گل‌ات کن! +
.: ساقط شدن مجلس هشتم از اصولگرایی. +
.: آیا وقف اموال دانشگاه آزاد از منظر حقوقی صحیح است؟ +
.: بدعت تاریخی برای حفظ حیاط خلوت دانشگاه آزاد برخلاف نص صریح اوامر امام و رهبری. +
.: سلیمی‌نمین: جاسبی به نمایندگان مجلس بی‌دلیل مدرک نمی‌دهد. +
.: واکنش دانشگاهیان به سناریوی جدید دانشگاه آزاد برای وقف اموال. +
.: مجلس “خبط خطرناک ” تصویب طرح سفارشی جاسبی را جبران کند. +
.: بهارستان جاسبی. +
.: پاتک دانشگاه آزاد به قانون. +
.: بیانیه پنج اتحادیه دانشجویی به برادران لاریجانی. +
.: امپریالیستی به نام مدیریت دانشگاه آزاد. +
.: وای بر نمایندگانی که از «بنگاه اقتصادی جریان فتنه» حمایت کردند. +
.: وقف اموال دانشگاه آزاد یک «کلاهبرداری سیاسی – اقتصادی کثیف» است. +
.: مجلس رأی خود برای قانونی کردن “بزرگترین سرقت تاریخ ” را پس بگیرد. +

چرخش افکار عمومی

۲۹ خرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۵ دیدگاه

اپیزود اول؛

بیست و یکمین سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در روز جمعه ۸۹/۳/۱۴ همراه با سخنرانی مقام معظم رهبری و اقامت نماز جمعه به امامت ایشان، سخنرانی قبل از خطبه ها با سخنرانی رئیس جمهور و نوه حضرت امام آقا سِد حسن خمینی حال و هوا، و البته حاشیه هایی داشت، سخنران اول قبل از خطبه ها با یک تغییر دکتر احمدی نژاد بود که طعم نطق انقلابی وی هنوز به مذاق ما نشسته است.

+ تلاش انصاری برای قطع سخنرانی رئیس جمهور؛ هنگامی که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور اسلامی ایران در حال سخنرانی بود، انصاری دبیر ستاد ارتحال امام وارد جایگاه شد و با کمی فاصله برای مدت کوتاهی کنار رئیس جمهور ایستاد. براساس این گزارش ایستادن انصاری کنار احمدی نژاد کاملا این تلقی را داشت که می خواهد با حضور خود به احمدی نژاد بفهماند که باید سخنان خود را کوتاه کند. در همین حال چند دقیقه بعد انصاری مجدداً وارد جایگاه شد و این بار نزدیکتر به احمدی نژاد ایستاد تا جایی که احمدی نژاد خطاب به او گفت: ایستادن شما اینجا کار زشتی است، بفرمایید. (به نقل از خبرگزاری بُرنا؛ http://bornanews.ir/vdcawwne.49nyy15kk4.html )

+ جمعیت میلیونی در مرقد امام اجازه سخنرانی به سیدحسن خمینی را ندادند؛ پس از حضور سید حسن خمینی در تریبون یکپارچه به مدت ۱۰ دقیقه شعارهایی در حمایت از ولایت و اعتراض به فتنه‌گران سر دادند و مانع از ادامه سخنرانی وی شدند. به گزارش رجانیوز، سید حسن خمینی درطول سخنرانیکوتاه خود با شعارهای یکپارچه “مرگ بر ضد ولایت فقیه”، “نواده روح‌الله سید حسن نصرالله”، “وصیت حاج احمد پیروی از ولایت”، “ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند”، “مرگ بر موسوی” مواجه شد. مردم همچنان خطاب به سید حسن خمینی شعارهای “بصیرت، بصیرت ” سردادند و این درحالی بود که شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هنگام سردادن شعارها، صدای مراسم را قطع و وصل می‌کرد. سیدحسن خمینی که به دلیل شعارهای گسترده مردم نمی‌توانست آنگونه که می‌خواهد سخنرانی کند، گفت: اگر دوستان بنای شعار دارند، بهتر است اجازه دهند من چند دقیقه‌ای صحبت کنم، وقتی که رهبری معظم انقلاب تشریف آوردند و در جایگاه قرار گرفتند، طبیعتاً نسبت به آن بزگوار ابراز احساسات می‌کنند.شدت شعارهای مردم به حدی بود که سید حسن خمینی نتواند به سخنان خود ادامه دهد.وی چندین بار سخنان خود را قطع کرد و سرانجام مردم حاضر در صحن مطهر حرم را به گروهی اندک تشبیه کرد که اجازه نمی‌دهند دیگران سخنان او را گوش دهند.سید حسن خمینی با بیان اینکه هنوز ۲۰ سال بیشتر از انقلاب نگذشته است، تلاش کرد به نوعی شعاردهندگان را به فاصله گرفتن از خط امام پس از ۲۰ سال متهم کند.خشم مردم انقلابی از سید حسن خمینی به همراهی‌های وی با فتنه‌گرانی که طی یک سال اخیر با برقرار کردن پیوند با ضدانقلاب مقابل نظام جمهوری اسلامی، خط امام(ره) و ولایت فقیه ایستادند، باز می‌گردد. (به نقل پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز؛ http://www.rajanews.com/detail.asp?id=51909

+ برخورد فیزیکی سید حسن خمینی با وزیر کشور و نواختن سیلی به گوش نجار؛ یک منبع آگاه با بیان این خبر به افشانیوز گفت:پس از اتمام سخنان رئیس جمهور و هنگامی درگیری لفظی شدیدی میان محمد علی انصاری و نجار در می گیرد که سید حسن مصطفوی نیز در این درگیری به نفع انصاری وارد ماجرا شده و به برخورد با نجار می پردازد. در همین حال اخبار بدست آمده حکایت از آن دارد که سید حسن مصطفوی حتی با نجار درگیری فیزیکی پیدا کرده و اخبار از نواختن سه سیلی به وزیر کشور و ضربه مشت وی به بینی محمد نجار حکایت دارد. گفتنی است ، قاطبه مردم حاضر در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) به صورت ممتد در هنگام سخنرانی سیدحسن خمینی شعارهایی را در حمایت از رهبر معظم انقلاب و علیه سران فتنه (مرگ بر موسوی و…) سر دادند.سید حسن مصطفوی د رادعایی مضحک این شعارها را برنامه ریزی شده  از سوی برخی مسئولین دانسته بود! (به نقل پایگاه اطلاع رسانی جوان آنلاین، http://www.javanonline.ir/Nsite/FullStory/?Id=297224 )

+موضع گیری مراجع و علما ! ؛ ( http://www.jamaran.ir/fa/Content-pid_3108.aspx  )

اپیزود دوّم؛

به رسم سُنت همیشگی سفر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله) به قم و گویا اینبار خواست تر …! که حتی هاشمی رفسنجانی را هم در جلسه ای به موضع وادار کرده است، وی به کنایه گفته است ” که برای حفظ نظام دست به دامن مراجع و عده ای علما شده اند … “

موسوی خوئینی ها پدر معنوی جریان اصلاحات هم دست به کار می شود و با ذکر این جمله که ” اینقدر باید بگوییم کم آورده است … ” تا اذهان دچار تشویش شود و افکار به سمت ما برگردد، وی روزنامه ها و سایت های اصلاح طلب و شبکه های خارجی و منافق را مأمور این کار می کند. حتی در سایت بالاترین چند خبر به این مضمون منتشر شد!

اپیزود سوم؛

گرچه سخنان محمود احمدی نژاد در مورد مسائل فرهنگی، گشت ارشاد و حجاب …، منطقی و قابل تأمل بوده است اما یک عده ای از علما و روحانیون؛ و یک عده بهانه گیر همیشگی و بی منطق را به موضعگیری وادار می سازد.

اما ما می دانیم که احمدی نژاد روی حرفی که می زند ساعت ها فکر کرده و به آن اعتماد و اطمینان دارد … ، اما چرا او آن شب این حرف ها را گفته است سئوالی هست که همه به دنبال جواب آن هستند، رئیس جمهور که از اتفاقات و کش دادن ها و مظلوم نمایی های پی در پی اصلاح طلبان و سید حسن خمینی و خستگی مردم از این هوچیگری ها مطلع بود، … از حاشیه درست کردن عده ای منافق برای سفر مقام معظم رهبری به قم خبر داشت … ، تصمیم گرفت بحث جدیدی را مطرح سازد که هم دغدغه مردم است و هم دغدغه بزرگان و علما؛ احمدی نژاد با مطرح کردن چنین مهمی توطئه های دشمنان قسم خورده داخلی و خارجی را خنثی کرد، او با چرخش افکار عمومی جامعه، آنرا از تنش های سیاسی ناثواب دور ساخت و مردم را به خودشان سپرد تا بازیچه دست روبهان مکار نگردند!

به نام پدر

۲۶ خرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۳ دیدگاه

از دوران زعامت جریان دوم خرداد بدینسو تا کنون شاهد بکارگیری عباراتی همچون آزادی بیان- آزادی مطبوعات و.. بوده ایم. مهمترین نکته در این نوع عبارات واژه آزادی می باشد. ژان ژاک روسو در این مورد می گوید: آزادی لقمه سنگینی است که نیاز به هاضمه قوی دارد. مبنای تعریف و کاربرد آزادی در ایران اساسا اشاره به آزادی از سنن و قوانین دینی و ارزشی داشت. این نوع آزادی در مبحث بیان  و مطبوعات اشاره به نقد همه کس و همه چیز و مصونیت در مقال این نقد بود. در مبحث آزادی بیان چنین وانمود می شود که جریان به اصطلاح آزادیخواه با هرگونه سانسوری مخالف بوده و هرآنچه که حقیقت بوده و نیز حقایق ناگفته را بیان می کنند. هجمه سنگین علیه ارزشهای دینی و انقلابی در دوران زعامت ۸ ساله دوم خرداد حاکی از این رویکرد می باشد.

اما آیا جریان آزادیخواهی لیبرایسم در هر شرایطی موافق آزادی بیان است؟. خط قرمز جریان لیبرال کجاست؟. آیا مبحث سانسور و خودسانسوری در این گفتمان جایی دارد؟. آیا آزادی بیان تنها در هیم بریدن از تعلقات ارزشی و دینی در بیان بکار می رود؟

سانسور به دو شکل بکار می رود: گاهی سانسور آشکار می باشد که در این حالت کل یک رویداد یا حادثه را سانسور خبری کنیم. گاهی نیز سانسور پنهان می باشد که یک رویداد را اطلاع دهیم اما با کم و کاستی- با تحریف و دستکاری و عدم بیان کل حقایق و نگاه یک طرفه به ماجرا. در شکل دیگری از سانسور منابع خبری آزاد!! به ذبح حقیقت می پردازند و آمیخته ای از دروغ و حقیقت را به افکار عمومی تحویل می دهند. این نوع خطرناکترین و در عین حال پیچیده ترین نوع سانسور است که در عملکرد شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی مشاهده می شود. این شبکه در کنار هر چند خبر راست خود، یک یا دو خبر دورغ با تحلیل به بینندگان ارائه می دهد. از سویی عملکرد این شبکه در پوشش یک طرفه جریانات بعد از انتخابات باعث شد که مخاطبان این شبکه بدون اطلاع از سانسور اتفاق افتاده پنها، خیال کنند که تمام حقایق را دریافت کرده و آنگاه عملکرد بعدی آنها بر مبنای تصمیم گیری با اطلاعات ناقص بود. در عمل این شبکه و برخی رسانه های داخلی با این پو.شش یک طرفه در حقیقت بسیاری از اطلاعات، حوادث و اخبار را سانسور کردند. عدم بیان پشت صحنه این خوادث، عدم نمایش و اطلاع رسانی ضرب و شتم ماموران و نیروهای نظامی و انتظامی و ارائه یک طرفه اخبار خو نوعی سانسور پنهان است. از سویی دیگر در حالتی از سانسور، ارائه تصویر غیر واقعی از یک فرد و سانسور شاخصهای تصمیم گیری و ارزیابی افراد می باشد. به عنوان مثال در ورزش کشتی اگر از ترازوی غیر واقعی استفاده شود باعث میشود که وزن واقعی افراد مشخص نباشد یا افراد وزن واقعی خود را نشناسند و ممکن است با غرور کاذب به جنگ حریفهای قدرتمندتر از خود بروند. همچنین اگر داوریها بر اساس شاخصهای غیر واقعی باشد باعث می شود که برنده و بازنده واقعی جریانات مشخص نباشد و چه بسا فرد بازنده به قهرمان تبدیل شود و در این میان سانسور شاخص اتفاق افتاده است.

فضای رسانه ای جریان بعد از دوم خرداد به شدت گرفتار این چند نمونه سانسور است. این امر را میتوانم مستند و مستدل در هر مکان و زمانی تبیین کنم. بخصوص با بررسی عملکرد سران فتنه در حوادث بعد از انتخابات به خوبی مشخص می شود که مطبوعات دوم خردادی درباره بسیاری مسائلی که زمانی فریاد می زدند و به عنوان آسیب جامعه دموکرات مطرح می کردند سکوت کردند. اگر روزی تحجر را در مناسبتهای قومیت گرایانه می دیدند، امروز در مقابل ادعای سخیف و غیرمنطقی زهرا رهنورد سکوت اختیار کردند. اگر روزی قانون را فوق دین می دانستند امروز در مقابل قانون شکنیهای سران فتنه و شخص موسوی سکوت کردند. اگر در مذمت دروغ سخن رانده و اخلاق را توصیه می کردند، امروزه در مقابل دروغ پردازی ها و زیر پاگذاشتن اخلاق توسط خاتمی و موسوی سکوت کردند .

اما نکته جالب در این سو حمایت از خط امام توسط این جریان است. زمانی که اکبر گنجی از ضرورت به موزه رفتن خط امام سخن راند، بکلیه مطبوعات و یاران فعلی امام!! سکوت کردند و حتی سیدحسن مصطفوی که امروز بر اثر شوک ناشی از ۲۲خرداد داعیه دار خط امام شده، به شدت سکوت اختیار کرد. روزی که خط امام را خشونت بار می خواندند و از ضورت نقد و تعدیل مواضع امام سخن می راندند بازهم سکوت ایشان جالب توجه بود. متاسفانه سکوت ایشان در آن هنگام به خاطر در دست داشتن زمام امور توسط همفکرانش بود و بس.

مطبوعات دوم خردادی با سانسور شاخص اصلی یعنی خط امام و بخصوص وصایا و صحیفه ایشان، شاخص و ترازوی دروغین به نام سیدحسن مصطفوی را ارائه داده است. این بزرگترین نوع دروغ پردازی وسانسور می باشد و همان شیوه ای را بکار می برند که مشرکان در سانسور پیامبر بکار می ردند. سیدحسن خمینی که در مقابل کلیه توهینهای همفکرانش به امام سکوت کامل اختیار کردند، با شکست هیمنه پوشالی خود و دوستانش در مقابل ارده ملت، ناگهان در شیوه ای غیر اخلاقی با شعار بیت امام به جنگ دولتمردان و ملت رفت. در گفتمان سانسور شده ایشان متاسفانه هیچ جایگاهی برای وصایا و سیره امام در نظر گرفته نشده و ایشان تنها نان شهرت خود را می خورند. در سیره غیر اخلاقی و سانسور شده ایشان شاهدیم که هر امری را صلاح!! بدانند مخالف خط امام و یا موافق خط امام معرفی می کنند و مطبوعات سانسور چی نیز با ترجیح بیت امام بر خط و سیره امام در حقیقت حاشیه را بر متن غلبه داده اند. معرفی سیدحسن به عنوانشاخص امام دروغ نابخشودنی از سوی مدعیان آزادی بیان است. سید حسن به خوبی نشان داده اند که هیچ نشانی از ابهت و عظمت خاندان خمینی کبیر را ندارند و تنها شهرت خمینی را یدک می کشند که در این صورت میتوان هر فرد دیگری را نیز با شهرت خمینی جای ایشان قرار داد. نوع نگاه ایشان به خاندان خمینی متاسفانه شبیه خاندان شاهنشاهی است  و خود را در نقش ولیعهد و شاهزاده می داند و این بزگرتین توهین به امام راحل می باشد. کسانی که روزی به شدت پیگری رسمی شدن قرائتهای مختلف از دین بوده و پلورالیسم دینی را تبلیغ می کردند، اینک تنها قرائت سیدحسن مصطفوی از دین را قبول دارند و بر خلاف شعارهای ضد انحصاری خود و تعدد قرائت، تنها با قرائت خود و سیدحسن موافقند. ایکاش سیدحسن خمینی و اعوان و انصار شکست خورده روان پریشش بتوانند جمله یا سخنی از امام را به ملت عرضه کنند که در آن از حمایت بی چون و چرا از بیت خود سخن گفته باشند. ایشان به خوبی می دانند که امام خمینی رمز پایداری و پابرجایی جامعه را در پشتیبانی از ولایت دانسته اند. سیدحسن خمینی به خوبی دریافته که گفتمان ریاکارانه ایشان در بین مردم جایی ندارد و تنها در نقش پناهگاه ورشکستگان سیاسی عمل می کند که روزی برای حذف اندیشه های امام راحل شمشیر از رو بسته بودند. سید حسن خمینی تنها شاخص خط امام برای صانعی- خاتمی- موسوی و.. است نه ملت آگاه. حادثه میمون روی داده در حرم امام ثابت کرد که ملت ایران سانسور مدعیان آزادی بیان را تشخیص داده اند و به خوبی تفاوت میان خط اما اصیل و تقلبی را تشخیص داده اند. سیلی سیدحسن به وزیر کشور و لگدپرانی وحشیانه مسئول حذف و تحریف آثار امام نشان دهنده اوج خشم این جماعت تنها از حمسا مردمی می باشد. رفتارهای سیدحسن بی شباهت به رفتارهای شاهزادگان سعودی نیست و بی شک شاید حضور ایشان در مرقد امام مایه آزار و رنجش روح امام را فراهم کرد. کسانی که اعتراض را حق مردم می دانند و مردم را ملاک تشخیص می دانند، چرا مغرضانه و ذلیلانه سعی در زیر سوال بردن اعتراضات مردمی علیه خط امام دورغین دارند؟. چرا مردم علیه رهبری و رییس جمهور شعار ندادند؟. آیا اگر همین اقدام علیه ریاست جمهور می شد از سوی آقایان ماکیاول به عنوان حرکت دموکراتیک عنوان نمیشد؟. راستی فرق امام خمینی با سیدحسن مصطفوی چیست؟. چرا در مقابل توهینهای صورت گرفته به امام راحل تا ماجرای آتش زدن عکس ایشان، تشویق حامیان موسوی در پی اعلام خبر رحلت ایشان در برنامه تبلیغاتی و.. سکوت اختیار کرده و حتی این توهینها را نشان دهنده جامعه آزاد دانستند، اما در مقابل کوچکترین انتقاد از سیدحسن مصطفوی اینگونه آشفته می شوید؟. راستی سید حسن مهمتر است یا ولایت فقیه که همیشه از سوی شما و همفکرانتان با عناوینی همچون دیکتاتوری- استبداد و… یاد می شود؟. ایا نه این است که نگاه آقایان به خط امام ابزاری بوده و سیدحسن نقش ابزار و پناهگاه این جریان شده است؟. راستی امام خمینی که حتی بنی صدر را تحمل می کرد به خاطر اعتقاد به رای مردم، پس چرا شما  وشخص سیدحسن هیچگاه در تایید این دولت برنیامدید؟.

اما سخن اصلی من باشخص سیدحسن مصطفوی: در دین اسلام شاهد بودیم که هرگاه خداوند متعال پیامبری را بر قومی عرضه می داشت جهت شناسایی و تمایز وی از افراد عادی به آنها قدرت معجزه می داد و هر پیامبر معجزه خاصی داشت که در حقیقت معرف آنها بود. همچنین وقتی کسانی به نام پیامبر دورغین یا نزدیکان دروغین ائمه به میان مردم می رفتند، عقلای قوم از آنها نشانه هایی می خواستند جهت شناسایی خط اصیل ائمه از خط دروغین. معجزه و شاخص خط امامی شما چیست؟. کدام یک از عملکردهای شما بعد از رحلت پدر بزرگوارتان با خط امام و انقلاب همراهی داشت؟. کدام حرکت انقلابی و موضع انقلابی را تا کنون اتخاذ کرده اید؟. در کدام صحنه و مسائل پیش آمده در این چندساله اخیر نقش مثبت ایفا کردید؟. اگر تنها به فامیل خود اتکا می کنید که در این صورت من نیز با تغییر فامیل خود میتوانم مدعی خط امام شوم.

خط امام فراتر از جناح و افراد است و تنگ کردن و محدود کردن آن بزرگترین ظلم و جنایت در حق امام راحل می باشد که اکنون توسط شما و اطرافیانتان پیگیری می شود. بیش از این با حیثیت ملکوتی این شخصیت الهی بازی نکنید. سیلی ظالمانه شما بر وزیر کشور سیلی ظالم بر مظلوم بود. به چه حقی کتک زدید و به چه جرمی کتک خورد؟. اگر از اراده مردمی خشمگین هستید چرا به دیگران بی احترامی می کنید؟. آیا نباید این سیلی شما بر صورت خاتمی و موسوی نواخته میشد که خط امام را به سخره گرفته و آنرا بازیچه امیال و هوسرانیهای سیاسی خود کرده اند؟. آیا نباید سیلی شما بر صورت آقازاده فراری و دختر هاشمی رفسنجانی نواخته شود که تحت نام پدر به هرکاری دست می زنند. کاری که متاسفانه شما نیز ید طولانی دارید  وبه نام پدر به هرکار دست می زنید. خشم شما ناشی از حماسه ملی ۲۲خرداد است و بس و دلسوزهای شما برای امام یک دروغ بزرگ و بهانه ای جهت عرض اندام است. سیاست پرپیچ و خم و شما نیز جوان هستید و اطرافیانتان خاک خورده سیاست هستند. بهتر است خشم خود را در جاهای دیگر نشان دهید وبیش از این در مقابل ملت و اراده مردمی نایستید.

 

فعالان جنبش سبز اعدام باید گردند

۲۵ خرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۲ دیدگاه

همه ی کسانی که در جنبش منحوس سبز هستند باید اعدام گردند، از صانعی و کروبی و میرحسین و رهنورد گرفته تا نوری زاد و خوئینی ها و الی آخر … سرسپردگانی که با تغییر ۱۸۰ درجه ای خود می خواهند با این نظام و این انقلاب مقابله کنند، کسانی که نان این انقلاب را می خوردند و به این انقلاب خیانت می کنند نباید راه فرار داشته باشند. باید تحقیر شوند من واقعا برای این دستگاه قضایی متأسفم که به یک عده جاسوس، فراماسونر کاری ندارد و آنها با فراق بال کارهایشان را پیش می برند و زندانی هایشان را آزاد می سازند.