بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘شخصی’

خودتان را لطفا جمع کنید!

۳ شهریور ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۴ دیدگاه

دیروز مطلبی منتشر کردم از گاف رسانه ای خبرگزاری فارس و در ادامه مشرق نیوز، تقریبا بعد از یک ساعت به توصیه بعضی از دوستان و بنا بر دلایلی آنرا حذف کردم، از قضا آقایانی لب به تهدید گشودند که به رسالت و آزادگی ما برخورد ، بنده همین جا اعلام می کنم نه از شکایت شما ترسی دارم نه از حرف های خاله زنکی، فضا فضای آزاد است و بنده حق دارم حرف هایم را بزنم ، نه تخریب کردم نه غیرمنصفانه حرفی زدم، جنگی هم با هیچ عهدی ندارم … خودتان رو لطفا جمع کنید آقای ساس!

خدا

۳۰ مرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۶ دیدگاه

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

تا خدا نخواهد هیچی چیزی جابجا نخواهد شد. تا خدا نخواهد من خوب نخواهم شد ، تو خوب نخواهی شد، آنها خوب نخواهند شد، اگر خواست خدا نبود یوسف(ع) به یعقوب(ع) نمی رسید، اگر خواست خدا نبود یونس(ع) هنوز نمی توانست از شکم نهنگ بیاد بیرون، اگر خدا نخواد امام ظهور نخواهد کرد، اگر خواست خدا نبود الان ما تو جبهه باطل بودیم، اگر خدا بخواد ما می ریم تو جبهه باطل اونها میاند تو جبهه حق، هیچ چیزی دست خودمون نیست همچیزمون دست خداست.

خداست که به آدم عزت می ده، بزرگی می ده، صحت می ده، بعضیا خیال می کنند که اگر به کسی تهمت و افترا بزنند دیگه طرف خُرد میشه، لِه میشه، دیگه نمیتونه سر بلند کنه، نه عزیزم خدا پُشت بنده اش می ایسته، خداست که به آدم علم میده ، معرفت می ده، به خدا ایمان داشته باش از ته دل ازش بخواه هر چی بخوای بهت می ده، از ته دل بخواه برای تعجیل در فرج حضرت مهدی(عج)  جلو خدا غُر نزن، تو سجده هات بگو الحمدلله ، رفیقات رو دعا کن، اگر حواست به خودت باشه خدا دست احسان و کَرمش رو می کشه به سَرِت، رفیق با خدا رو راست باش.

اگر دلت شکست تو این شبهای عزیز واسه من هم دعایی بُکن.

بی ربطیات:

+ این آقا با بنده هیچگونه نسبتی ندارد هرگونه نقل و قول تکذیب می گردد.

+ اگر عده ای بخواهند حرفها و حرکات نسنجیده بکنند عاقبت شان به خطر خواهد افتاد.

 

آقای شریعتمداری منابع آگاه یا خودت؟!!

۱۷ مرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۳۴ دیدگاه

منکر اشتباهات مشایی نمی شوم، حرفهای تازه اش راه هنوز متوجه و هضم نکرده ام اگر دکتر حرفهای رئیس دفترش را تصحیح نمی کرد شاید هنوز هم گیج و منگ این سخنان بودم و حیران بودم که چطور این سخنان را برای بچه هایی که با من سلام و علیکی دارند توجیه کنم … ، حالا می فهمم که راست گفت آن بزرگ پیر که احمدی نژاد مکمل مشایی و مشایی مکمل احمدی نژاد است ، خود دکتر هم بارها اعلام کرده است که ” مشایی یعنی احمدی نژاد،احمدی نژاد یعنی مشایی ” فی الحال باید روی حاشیه های همایش ایرانیان خارج از کشور چند نکته ای را مطرح کنم.

کیهان نوشت

من می نویسم

۱-      آقای شریعتمداری به کدام منابع آگاه اعتماد و اطمینان دارد که ماشین رفت و آمد هوشنگ امیراحمدی در تهران را زانتیای مشکی می پندارد نه پژو پارس (پرشیا) ؟

 ماشین رفت و آمد هوشنگ امیر احمدی

ماشین رفت و آمد هوشنگ امیر احمدی در تهران

۲-      مدیر مسئول محترم کیهان از کجا مطلع شده است که وزارت اطلاعات در هتل استقلال هیچ جایی را برای رصد گذرنامه ها در اختیار نداشته است ؟

۳-      آقای شریعتمداری که خود را ولایتی می داند باید بداند که مقام معظم رهبری بارها تأکید بر جذب حداکثری و دفع حداقلی داشته اند و در نهج البلاغه از حضرت علی (ع) به مالک اشتر آمده است که ” ای مالک! اگر شب هنگام، کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی “

۴-      حاج حسین بداند ایران و ایرانی در هرکجای دنیا که باشد ایرانی است تهِ غیرتی دارد که امثال داخلی ها ندارند، آقای شریعتمداری خوب است رجوع کنند به خبرنگارانی که در همایش حضور داشته اند و بپرسند که قضیه آن استاد خلبان که در حضور حضار سخن گفت چه بود ؟!

۵-      بنده هم به آقای مشایی توصیه می کنم لیست کامل میهمانان همایش را منتشر کند تا مردم خود قضاوت کنند که چه کسی دروغ به هم می بافد …

آقای شریعتمداری بنده چون به دیدار بعضی از آشنایان در هتل استقلال می رفتم در حاشیه همه ی موضوعات آن قرار می گرفتم، اگر لازم باشد اسنادی را که مبایلم از آن سند ساخته است را برای رو کم کنی و روشنگری اذهان عمومی منتشر خواهم کرد. و شما را به تقوای الهی دعوت می کنم، حتی برای عاقبت بخیری شما دعا می کنم.

در همین رابطه : http://alehabib.ir/?p=256

تایید اولیه ثبت نام یا دعوت نامه؛ پژوپارس نقره ای یا زانتیای مشکی؛ ریال یاتومان؛ مشایی یا همایش ایرانیان

بازتاب ها: یک وبلاگ نویس ارزشی دروغ کیهان را فاش ساخت!

وصله به راه

۴ مرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۱۳ دیدگاه

امام به ما آموخت انتظار فرج در مبارزه است. (شهید آوینی)

 

پایم که وصله می زنم این راه پاره را

من چند بار تجربه کردم دوباره را

 

هر که پیاده بود از اینجا عبور کرد

چشمم ندید گرد عزیز سواره را

 

عیب از لباسهای منا جات ما نبود

باید عوض کنیم تنِ بی قواره را

 

از عقل ، این ضریح ندیدم کرامتی

بی خود مرید بوده ام این هیچکاره را

 

عقلم به هیچ جای دگر قد نمی دهد

امشب بریده ام نفسِ استخاره را

                                                از شیخ رضا جعفری

 

تو این شب عزیز برای عاقبت بخیر خودمون زیاد دعا کنیم، برای عاقبت بخیر حسین شریعتمداری و علیرضا زاکانی و خیلی های دیگه زیاد دعا کنیم ، کسایی که رفتن تو زمین حریف کمر همت بستند برای زمین زدن اصل انقلاب … کاش می شد ناگفته ها را گفت تا برخی احساس خطر کنند … بابش باز شود حتما خواهم نوشت !

 

اعمال وارده شب نیمه شعبان:

۱- قرائت سوره یس و هدیه آن به امام عصر ارواحنا فداه

۲- قرائت زیارت آل یس

۳- قرائت دعای فرج، رأس ساعت ۱۱

حواستان کجاست؟

۲ مرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۶ دیدگاه

توطئه جدید علیه دکتر احمدی نژاد؛

از خود دولت و نزدیکان رئیس جمهور یارگیری می کنند تا به دکتر ضربه بزنند،چه شده است که آقای زاکانی از دوستان ما و یاران دکتر لب به تعریف گشوده است جای سئوال دارد… شاید ایراد از خود بچه های ما بود … فکر کنم با این تفاسیرقافیه را ببازیم!

هر چنده عده ای در جَو مفرط هستند و احساساتشان بر تفکرشان غلبه می کند، هر چند عده ای هنوز هم مفهوم ادبیات و کارهای دکتر را نفهمیدند، هر چند یک عده فقط به فکر باند خودشان هستند، هر چند بعضی می خواهند دکتر را برای خودشان تصاحب کنند، هر چند بچه ها حرف برای گفتن دارند … اما ساده گرفتند اوضاع را … من متأسفم.

چه پائین چه بالا … عصای دستتان را از دست ندهید و الی می خورید زمین! زیر پای همه و همه پوست مُز انداخته اند و من دوسال است به این نتیجه رسیدم آقای مدیر مسئول و اعوان و انصار تقوا ندارند!

* این نوشته صرفاً برای خودی ها نگاشته شده است … و ارزش قانونی ندارد.

۱۳ خرداد، جدال دو جبهه عدالت و اشرافیت

۱۶ خرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۳ دیدگاه

به دعوت سجاد نصرتی می نویسم به یاد آن روزها …

 ۱۳ خرداد سال گذشته در اذهان مردم عزیز کشورمان به عنوان یک روز تاریخی ثبت شده، این روز جدال یک روز تاریخی بود، از یک ماه قبل همه و همه منتظر آن بودند – شخصیت های سیاسی از آن به عنوان اتفاقی بزرگ برای شفاف سازی نام بردند و یک عده دل نگران، تحلیل بُرد و باخت را زمزمه می کردند – آقای حجاریان گفته بود: ” اگر میرحسین موسوی به مناظره با احمدی نژاد برود ۰-۳ می بازد، اگر هم نرود ۰-۶ بازنده مناظره خواهد بود .

صبح آن روز طرفداران آقای موسوی در برگزاری کارناوال های شادی اطلاع رسانی شدیدی کردند و قرار گذاشته بودند که بعد از مناظره جلوی صدا و سیما تجمع کنند و پیروزی محال را جشن بگیرند، در آن سوی جدال طرفداران آقای احمدی نژاد یک پله جلوترحرکت کردند و تصمیم گرفتند مناظره را جلوی درب سازمان صدا و سیما به تماشا بنشینند و بعد به شکرانه پیروزی از دکتر احمدی نژاد استقبال به یاد ماندنی داشته باشند، استرس بالای شخص بنده موجب شد خود به جمع دوستان دیگر در مقابل صدا و سیما بپیوندم – به دوستان دیگر هم اطلاع دادم که حضور پیدا کنند.

در گوشه ای از خیابان پیکان سفید رنگی که تلویزیون و باند و بلندگو، ویدئو پراژکتور را حمل می کرد دیدم که مقدمات تلویزیون خیابانی را فراهم کرد و موعد مناظره فرا رسید.

شروع مناظره با دکتر بود و اتمام آن با آقای موسوی …!

بغض فرو خورده احمدی نژاد و تاکتیک جنگ روانی وی موسوی را در همان دقایق اول به لرزه انداخت؛ استراتژی و تحلیل۳ نفردر مقابل یک نفر، فرزندان آقای هاشمی – فرزندان آقای ناطق – فساد اقتصادی آقای صفائی فراهانی – پرونده تحصیلی خانم رهنورد.

آمار و ارقام و تشریح برنامه های دوّلت داد موسوی را در آورد، استرس تمام وجودش را فرا گرفت بطوری که کنترل صحبت خود را از دست داد و مکرراً ” چیز ” را تکرار می کرد. ( همانجا یک جوان امروزی که تا دقایقی قبل در میان طرفداران آقای موسوی بود به میان طرفداران دکتر احمدی نژاد آمد و محکم زد به پیشانیش و گفت: وای این می خواد رئیس جمهور بشه، این که آبرومون رو برد خاک برسر …! )

 

*

بعدها مشخص شد موسوی آمارها را از سایتهای صهیونیستی استخراج کرده و کشور را بر اساس آن تحلیل می کند – و بعدها موسوی از روی فشار روانی به دروغ گفتن روی آورده و در مناظره با شیخ اصلاحات گفت: ” … این یعنی چی که ایشون عکس خانم من را در میاره و هی به من نشون میده …! “

 

… و بعدها متوجه شدم طرفداران میرحسین موسوی از همان شب ۱۳ خرداد سرخورده شدند و حتی بعضی به کاندیداهای دیگری روی آوردند.

کارناوال شادی تعطیل شد. طرفداران احمدی نژاد در پوست خود نمی گنجیدند، دکتر احمدی نژاد در مقابل موسوی جسورانه و با عظمت ظاهر شده بود – هر کس در خودروی خود، روی موتور سیکلتها و با پای پیاده یک توصیفی از این مناظره داشت. دیگری می گفت خیلی مَرده، پیرزنی می گفت خیلی با جرأته …

 

 تابوی کارتل های قدرت در این مناظره شکسته شد و برای اولین بار در تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران دست به افشاگری زده شد.

حالا که فکر می کنم می بینم مردم احمدی نژاد را بخاطر شجاع بودن و قاطع بودنش در مقابل ظلم و بی عدالتی دوست می دارند.

مردم عزیزمان دیگر دکتر را شناخته بودند و حضور و فعالیت او را در کنار خود می دیدند. او کسی نبود که در کاخ های چند میلیاردی زندگی کند، او کسی نبود که بنا به مصلحت از حق مظلوم در مقابل ظالم بگذرد، او کسی بود که در نظام ۳۰ ساله جمهوری اسلامی ایران از خود گذشت تا حق مردم احقاق شود.

 

به امید پیروزی های روزافزون این رئیس جمهور مردمی و محبوب

 

فراموش نکن تو یک خمینی هستی !

۱۵ خرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۴ دیدگاه
http://alehabib.ir/wp-content/uploads/2010/06/343014_orig.jpg

حجة الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی

دیروز کلی دلم برای سید حسن سوخت، به قول سرلشکر فیروز آبادی ” خانواده امام فراجناحی اند و همه آنها را دوست دارند… ” کاش آقا سد حسن فراجناحی بود، کاش دیگران از وی سوء استفاده نمی کردند، من واقعا از بعضی متأسفم که از این واقعه دردناک ابراز خشنودی کردند. ان شاءالله فرصتی پیش بیاید که ایشان  از روی خجالت خودشان را یک بررسی کنند و جمعیت میلیونی معترض را جمعیت اندک محسوب نکند! و کاش ایشان برگردد به خط ولایت و به خط ملت …، من دعا میکنم خانواده امام فراجناحی بشود … نه احمدی نژادی باشد و نه اصولگرا و اصلاح طلب و کوفت و زهر مار … در یک در خط ولایت باشد … فراموش نکن تو یک خمینی هستی !

ان شاءالله عاقبت بخیر شویم …

مهدی هاشمی جاسوس غربی هاست

۲ خرداد ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۳ دیدگاه

* شهید مصطفی چمران: من نمی گویم ولی فقیه معصوم است، اما ملتی که به امر خدا به امر ولی فقیه اعتماد می کنند، خدا اجازه اشتباه به آن رهبر را نمی دهد و به نوعی به او معصومیت می بخشد.

* جلسات صبحانه مهدی هاشمی رفسنجانی که دوسال پی در پی با حضور آقایان غرب زده و خدمتگزاران به سیستم های اطلاعاتی غرب برگزار میشد این روزها بر ملا می گردد و مشخص می شود فرزند آقای هاشمی از عناصر فعال دستگاه اطلاعاتی غربی ها است و از سوی آنها برنامه ریزی و مدیریت می شده است.

این روزها صدای آقای ” مشفق+ ” از مدیران ارشد وزارت اطلاعات در هر گوشی طنین انداز خواهد شد تا چهره شوم آقایان رو گردد. تا مردم بدانند موسوی خوئینی ها پدر معنوی اصلاحات چه ها که نکرده است، تا مردم بدانند مصطفی تاج زاده چه عجوبه ای در زمینه عملیات روانی است و چگونه آشوب ها را برنامه ریزی و هدایت می کرده است …

+ تاریخ سخنرانی ایشان حدودا سه ماه پیش در جمع نخبگان و دانشجویان و در جوار حرم رضوی بود که فی الحال در اینترنت منتشر شده است.

* بعد از جریانات فتنه ۸۸ آقایانی که آمدند از مقام معظم رهبری حلالیت طلبیدند و به گریه افتادند و عذرخواهی کردند … حالا من نمیدانم آیا آنها واقعا در نیات خود ۱۰۰ درصد بودند یا اصلا همه اش …؛ فقط دعا میکنم آقا سرشان سلامت باشد و بالا سر ما باشند تا ظهور مهدی (عج)

*هفته نامه پنجره این روزها کمی حرفه ای تر شده است … خوانندش ضرر ندارد.

* داشتم یکبار دیگر کتاب شیرین ” ۱۰ روز با رَه بَر سیستانِ ” رضا امیرخانی را می خواندم، کاش محمد نوری زاد دیروز همان نوری زاد دیروز بود! کاش آنقدر آرمانی و مطلق فکر نمی کرد، کاش برای ساختن ” سربداران ” از راه خودش اقدام می کرد! ، که امروز یکهو چپ نکند …

* من در زیرکی و خوش فکری سید حسن خمینی هیچ شکی ندارم. اما چطور رفته با یک عده بی عقل دارد همفکری می کند جای بسی سئوال دارد. هنوز هم امید دارم که خانواده امام ما از مسیر نادرست بر خواهند گشت، فقط امیدوارم که دیر نشده باشد.

* این روزها یاد سال پیش می افتم که چه ها شد… یادش بخیر جامی و قیومی، یادش بخیر آن همه شور و حال وصف نشدنی، یادش بخیر اعصاب خوردی ها و دادها و بیدادها، یادش بخیر استان ها …

کاش هنوز داشتیم آن روزها را سپری می کردیم!

* مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد!

 

این چند روز

۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۴ دیدگاه

* این بار هم دیپلماسی فعال و عزتمندانه دولت احمدی نژاد غوغا کرد برنده بازی شدیم و من این پیروزی را نشأت گرفته از مدد امام عصر ارواحنا فداه و توصیه های نائب بر حقش می دانم؛

از اینکه دوستدار احمدی نژاد هستم احساس غرور و افتخار می کنم و به خودم می بالم، و یک موی گندیده وی را به آدم های مزخرفی چون قالیباف و لاریجانی و امثالهم نمی دهم.

* مشکلاتی که در جامعه هست را انکار نمیکنم و امیدوارم به مرور زمان حل شود و مردم در رفاه و آسایش بهتری زندگی کنند. البته مشکلات و پستی و بلندی ها موجود را دست آورد دولت های سابق می دانم. باند بازی و قدرت طلبی و اشرافی گری و نادیده گرفتن حقوق مردم، زندگی مردم را کمی سخت کرده است.

وجود نامبارک و نافرخنده ی کارتل های ” اقتصادی و سیاسی ” هنوز هست و ان شاءالله بشود اینها را ریشه کَن کرد و آدم هایش را به زباله دان تاریخ فرستاد.

* چند وقت پیش خدمت یکی بزرگان بودیم که ایشان فرمودند: ” احمدی نژاد همان شعیب بن صالح ” است.

+ دیشب یکی از دوستان از نشانه های ” شعیب ” برایم گفت: که جوان، کوتاه قد، گندم گون با ریش های کم پُشت است …

* می بینیم که داماد یکی از مداحای معروف کشور مداحان معروف و سخنرانای خبره رو می بره خونه آقا محسن رضایی و ما از این بابت متأسفیم و دعا می کنیم صهیونیست ایشون رو تو خونه اوشون نکاشته باشه!

* چند روز پیش یکی از آقایون تماس گرفته میگه برگرد به شهرداری تهران، به ایشون گفتم من اگر به سیگار فروشی هم برسم ها نمیام تو اون سیستمی که قالیباف مدیرش هست! 

* از این رو که بنده از آقای مشایی دفاع میکنم عده ای نامحسوس بهشان برخورده، من اصلا مدافع ایشان نیستم من مدافع حق هستم. بنده هنوز هم به بعضی از حرفهای ایشان انتقاد دارم و ایراد وارد میکنم. ولی اینکه بعضیا بیان بگن این آقا هیز و رمال و فلان و بهمان این تو کته من نمیره. یا اینکه به دروغ بیان یک چیزهایی بسازن که آدم شاخ در بیاره زیاد خوب نیست و من همه رو توصیه میکنم به ” اوصیکم بتقوالله و نظم امرکم … “

* از صحبت های سردار حاج حسین الله کرم خطاب به  قالیباف حمایت قاطع می کنم، و به جهان نیوز و زمان نیوز و هاشمی و هرچی رسانه ی قالیباف هست میگم که جوجه رو آخر پاییز میشمارند.

* ان شاءالله همه عاقبت بخیر شویم …

 

چه بر سر شما آمده است؟

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ محمد آل حبیب ۲ دیدگاه

جناب آقای حسین قدیانی فرزند شهید والامقام قدیانی چه بر سر شما آمده است که به زمین و زمان گیر می دهید و توهین می کنید، خدای ناکرده یعنی خودتان را گم کرده اید یا اسیر شده اید؟ زبانم لال تحت تأثیر جو قرار گرفته اید؟ من این ها را نمی توانم باور کنم من حسین قدیانی را منطقی و منصف دوست دارم، من قدیانی اوایل وبلاگ نویسی را دوست دارم، من قدیانی الان را دوست ندارم!

برای حسین قدیانی

خیال کردید عده ای وبلاگ نویس و وبگرد تحویلتان می گیرند و میکنندتان توی جو و بوق کرنا خیلی خبر است؟ از خر ابلیس بیا پائین برادر … من متأسف هستم از اینکه بلاگفا اینطور تبلیغات می گذارد اما شما هم حواست جمع باشد که از موضع قدرت صحبت کردن و لج بازی آن هم از نوع کودک ۵ ساله اصلا خوشایند نیست و نتیجه عکس دارد. شما حواست باشد که فقط وبلاگ نویس های حزب اللهی و بسیجی عضو بلاگفا نیستند … بلاگفا هفتاد و دو ملت است!

من از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شاکی هستم که به کتاب (نُه ده) حضرتعالی مجوز نداد اگر طوماری هم باشد امضا می کنم، اما خودتان فکر کنید و محاسبه کنید ببینید مشایی آنقدر بیکار است که بیاید و بگوید به فلان کتاب مجوز بدهید به فلان کتاب مجوز ندهید، یعنی توهین شما به مشایی که یکی از مسئولین این دولت است کار درستی است آیا حیوان صفت خواندن، رذل خواندن، هیز و رمال خواندن وی کار درستی است؟ نه این کار اصلا درست نیست، این بی منطقی و جو گرفتگی شما را می رساند.

من نه مدافع بلاگفا هستم، نه مدافع مشایی، من مدافع حق هستم.

ان شاءالله عاقبت بخیر شویم.

+ الان که دیدم خبر مجوز انتشار کتابتان را دادید در پوست خودم نمی گنجم. ان شاءالله مبارک باشد برادر!