میخواهم از دکتر شهید علی شریعتی سخن بگویم و از طبقه فکری و عقیده ای خودم گله کنم. من نمیخواهم شما هرچه من نوشتم بپذیرید،میخواهم فقط آن را بخوانید. لذا خودتان تحقیق و تفحص کنید و نتیجه لازم را بگیرید! ما داریم در یک محدوده بسیار بسته ای زندگی میکنیم و در آن محدوده ای که از محل خودشان و از یک گروه اجتماعی خاص پیرامونشان تجاوز نمیکند. از خبرها و حوادث و جریاناتی که در بیرون میگذشت و از تاریخ خودشان اطلاع ندارند. و اینهاست که وجدان را آرام نگه داشته است!
… من از دیدگاههای بسته و کشککی و خُرد و بی ملاحظه متنفر شدم؛ اینکه چرا کراوات میزد؟ چرا ریشش را میتراشید؟ چرا؟ چرا؟ و چرا … اینهاست بزرگترین خطرات و وحشتناکترین نوع خطاها و انحرافها و ناهنجاریها و سقوطهای غیرقابل تحمل که در محیط و طبقه ای که من به آن تعلق دارم رخ داده و آشفتهشان کرده است! میخواهم به زبان سادهتر حرف بزنم …
چهره دکترعلی در میان اقشار حزب الهی نباید یک چهره منفور تلقی گردد،مطالعه کتابهای ایشان یک نوع روشن بینی خاصی در جامعه ایجاد خواهد کرد، (گرچه نباید فراموش کرد که کتب ایشان نیاز به نقد کافی دارد و خود ایشان وصیت کرده بودند و به دوستانشان گفته بودند که آثار مرا نقد کنید. و آنجاهایش که مطابق با موازین اسلام نیست حذف و تصحیح کنید و خودشان هم این تصمیم را داشتند که یک فرصتی داشته باشد تا بازنگری کند به مسائلی که گفته بود.)
بنده خودم سابقاً تحت تأثیر این حرفهای مفت قرار گرفته بودم و کمتر از ایشان خوشم میآمد.گرچه تمامی کتابهایش در منزل ما موجود و پدرم یکی از دوستداران واقعی ایشان میباشد، … و من به اصرار پدر کتاب پدر، مادر ما متهمیم را خوانده بودم و بسیار شگفت انگیز از این همه بلند نظری شده بودم، اما متأسفانه باز هم در جو صحبتهای بی اساس و پایه عدهای قرار داشتم و نمی توانستم شخصیت عظیم این معلّم فرزانه را به خوبی درک و لمس کنم، …، در خانه محمدحسن نشسته بودم صحبت از دکتر به میان آمد …، کمی به تریپ فکری من برخورد …، او با نشان دادن نظریات و دفاعیات بزرگانی چون مقام معظم رهبری،شهید بهشتی،شهید مطهری،شهید چمران و …، در ذهن من ایجاد شبه کرد، به منزل خودمان آمدم سری به کتابخانه زدم و آرشیو مجلات را شروع به جستجو کردم، در میان آرشیو مجله سروش، یک ویژه نامه پیدا کردم که تاریخ انتشار آن (شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰) بود، اینجا دیگر اینترنت نبود که در سندیتش شبهه وجود داشته باشد، اینجا یک مصاحبه از حضرت آقا بود که حجت را برای من تمام کرده بود ایشان بسیار جانانه و با عمق از شریعتی دفاع کرده بودند.(مصاحبههای خواندنیای از حجت السلام و المسلمین دعایی،حجت السلام حجتی کرمانی،حجت السلام معادیخواه و … بود که تمامی آنها را به اختصار برای شما میآورم.)

… و من به شخصیت و اندیشههای مظلوم و تکرار نشدنی فردی بنام شهید شریعتی غبطه خوردم و بر خودم فریاد کردم که چرا وی را عمیق و منصفانه رصد نکردم …!
حال بگذریم …
- خلاصه بیانات حضرت آیة الله خامنهای درباره شهیدعلی شریعتی؛
۱- دکتر شریعتی برای حاکمیت اسلام و جمهوری اسلامی تلاش میکرد.
۲- مرحوم شریعتی از جمله با کسانیکه خیلی کوشش میکرد تا آشنا بشود، آقای حاج شیخ ابوالحسن شیرازی بود که اکنون امام جمعه مشهد می باشند.
۳- مرحوم شریعتی به استاد مطهری ارادت خاصی میورزید.
۴- دکتر شریعتی علاقه بسیاری داشت که رابطهای با «مدرسین حوزه علمیه قم» داشته باشند.
۵- هر گروهی که بخواهد از شریعتی به عنوان یک وسیله اختلاف استفاده بکند یقیناً حرکت او یک حرکت خائنانه است.
۶- اگر نقدی بر آثار شریعتی انجام گیرد و نقطه های روشن و مفید در معرض دید مَردم قرار گیرد و احیاناً اگر موارد مناقشهای هست آن موارد، مناقشه بشود فکر و عمل بسیاری مفیدی برای جامعه است.
۷- علاقه شریعتی نسبت به امام علاقهای عاشقانه بود.
۸- نقطه شروع یک تحرک همگانی در بین جوانان از زمانی است که شریعتی پا در میدان کار تبلیغات اسلامی گذاشت.
۹- یکی از کارهای دکتر فرو ریختن و بی اعتبار کردن فرهنگ غربی در میان نسل میانه جامعه بود.
۱۰- شریعتی نسبت به روحانیت مبارز و مترقی شدیداً ارادت میورزید و بارها این موضوع را اعتراف کرده بود.
۱۱- رابطه ذهنی شریعتی با روحانیت یکی از ظریفترین و کشف نشدهترین ابعاد شخصیت او میباشد.
۱۲- شریعتی در مقابل با روحانیت، با آن روحانیتی که به آن معنی من و شما میفهمیم روبرو نبود، با یک جریان روبرو بود.
۱۳- گرایش دکتر شریعتی به “اقبال” و گرایش عاطفی شدید به “مرحوم آل احمد” بخاطر آن موضع گیری تند در مقابل سلطه فرهنگ غرب بود.
۱۴- نقش دکتر شریعتی در ترقی نسل جوان به انگیزههای مذهبی و اسلامی و تفکرات اسلام راستین، نقش بسیار اصیل و عمیق و همه جانبه بوده.
۱۵- مهمترین کارش مطرح کردن تفکر و اندیشه اسلامی در سطح بسیار وسیعی در بین جوانها بود.
۱۶- حقیقت این است که شریعتی خیلی چیزهای یکطرفه و تازه را از اسلام میفهمید.
۱۷- نقش شریعتی در گسترش فکر اسلامی و همچنین تلاش برای فهمیدن اسلام برای جوانان یک نقش استثنائی بود.
۱۸- یک عده از روحانیونی که در هیچگونه از مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه شرکت نمیکردند، کارشان شده بود دیدن اشتباه از دیگران و بمباران کردن و در مقابل شریعتی ایستادن.
- متن نامهی علامه شهید مطهری به معلم شهید دکتر علی شریعتی؛
برادر عزیزو دانشمندم جناب آقای دکتر علی شریعتی
قلب خود شما گواه است که چه اندازه به شما ارادت می ورزم و به آینده شما از نظر روشن کردن نسل جوان به حقایق اسلامی امیدوارم. خداوند مثل شما را فراوان فرماید. انتظار می رود که قبل از مهر سفری به تهران بفرمایید و دوستان و ارادتمندان را دلشاد نمایید متاسفانه این توفیق برای دوستان حاصل نشد، بهرحال ما سلامت و سعادت و موفقیت بیشتر شما را از خداوند متعال مسالت داریم.چندی پیش ابوی مکرم حضرت عالی و سرور عزیز ما جناب اقای شریعتی بر حسب تقاضای اینجانب نامه ای به حضرتعالی مرقوم داشتند و نوشتند که قرار است به مناسبت چهاردهمین قرن بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کتابی تالیف شود که از نظر معرفی شخصیت رسول اکرم
مفید باشد و تا حد امکان روی آن کار بشود.
رفقا مجموعا بیست موضوع برای آن کتاب در نظر گرفتند که البته لیست آن خدمتتان فرستاده خواهد شد، سه موضوع از آن بیست موضوع مربوط است به تاریخ زندگی آن حضرت از ولادت تا بعثت و از بعثت تا هجرت و ازهجرت تا وفات یعنی در سه بخش، بخش اول و دوم را آقای دکتر سید جعفر شهیدی به عهده گرفتند که البته لیاقت این کار را دارند و بخش سوم آن را که از دو بخش اول مهمتر است برای حضرتعالی در نظر گرفتیم و شاید قسمت اصلی و اساسی کتاب با توجه به نویسندگان مبرزولایقش همین سه بخش باشد.
قهرا بخش سوم مفصل تر خواهد بود هر چند بنا است که مجموعا هر بخش از سی چهل صفحه تجاوز نکند اما به عقیده من بخش مربوط به حضرتعالی اگر پنجاه صفحه هم شد مانعی ندارد. مسلما جزییات را نمی شود در پنجاه صفحه گنجانید ولی ما از ذوق و ابتکار و حسن انتخاب حضرتعالی انتظار داریم که بطور فشرده و در عین حال روشن ،همه نکات روشن آن قسمت از زندگی حضرت را مرقوم فرمایید و مخصوصا قسمت هایی که کمتر مورد توجه دیگران است با نظر روشن بین خود آنها را بشکافید از قبیل عللی که منتهی به هجرت شد و فایده ای که رسول اکرم از ایجاد مرکزی در خارج مکه نفع اسلام برد. و همین طرز رفتار اسلام و رسول اکرم با اتباع سایر مذاهب و طرز حکومت و سیستم اداره مسلمین از جنبه های سیاسی و اجتماعی و غیره، تربیت اجتماعی مسلمین، تحلیلی از نامه ها و پیام های آن حضرت به سران جهان آن عصر، و امثال این مسایل که خود شما بهتر می دانید. بنده احتمالا تا دو هفته دیگر به مشهد خواهم آمد و پس ازیک شب توقف به فریمان خواهم رفت. امیدوارم توفیق زیارت عالی را پیدا کنم. همه دوستان را سلام برسانید.
و السلام علیکم
مرتضی مطهری
۳۰/۷/۴۶
- نظرات دکتر عزتی از دوستان نزدیک دکتر علی؛
۱- دکتر شریعتی را هیچ گروهی نمیتواند منحصر به خودش بکند و یا خودش را به او متصل بکند و از این طریق بهرهبرداری و یا سوء استفاده بکند، شریعتی از افرادی است که نمیتواند متعلق به یک گروه یا دسته باشد.
۲- او میدید که اسلام یک مکتب و یک دینی است که تمام شرایط لازم را برای نجات دادن یک امّت در بر دارد.
۳- همیشه به اسلام تقلیدی حمله میکرد و این نوع پیروی از اسلام و از تشیع را رد میکرد و طرد میکرد.
۴- او معتقد بود استعمار وقتی بخواهد یک جامعهای را به استسمار بکشد باید اول طرز فهم و فرهنگش را عوض بکند و او را از خودش بیگانه بکند.
۵- در کتاب “چه باید کرد” دکتر دقیقاً کیفیت آشنا کردن مجدد امّت مسلمان با فرهنگ اسلامی بررسی شده.
۶- دکتر رسماً در نوشتههای خود این را اعلام کرده بود که چون پدر من – جامعه من – محیط من مسلمان هستند پس من باید مسلمان باشم، این را توهین به اسلام و مسلمین و تشیع میدانست.
۷- دکتر مخالف دوست داشتن و تقلید کورکورانه از شیعه حسینی- زینبی- فاطمی و غیره است.
- نظرات حجة السلام والمسلمین حجتی کرمانی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی؛
۱- شورش دکتر شریعتی بر علیه غربزدگی چنان شورش خود متفکران غربی علیه غرب زدگی از اصالتی انسانی برخوردار بود با این تفاوت که دکتر به سلاح دین مصلح بود.
۲- من وقتی سرود الله اکبر را با آن طنطنه و شکوه میشنوم، آرزو میکنم که دکتر زنده بود میدید که این سرود، از یکی دو سطر از دعاهای مفاتیح الجنان مرحوم محدث قمی گرفته شده است … .
- نظرات محمدمهدی جعفری نماینده مجلس شورای اسلامی؛
۱- هرکسی به نام شریعتی علیه روحانیت اصیل و مترقی مخالفت بکند و او را پوششی و سنگری قرار دهد، به آرمان شریعتی و هدف شریعتی خیانت کرده است.
۲- دکتر علی شریعتی ضرورت وحدت پیوند دو قشر روحانی و دانشگاهی مسئول را با گوشت و استخوان خود احساس میکرد و همیشه میکوشید که فاصله این دو را از میان بردارد.
- نظرات حجة السلام والمسلمین معادیخواه نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی؛
۱- مرحوم شریعتی بلاتشبیه امامزادهای بود که متولیان نادرستی داشت.
۲- او شناخت عمیقی از روحانیت نداشت و در عین حال سو ءنیست هم نداشت.
- نظرات حجة السلام والمسلمین سید محمود دعایی؛
۱- خود دکتر شریعتی هم اذعان داشته و نمیخواسته بگوید من یک فقیه اسلامی هستم.
۲- اگر دکتر شریعتی زنده بود میتوانست بهترین یاور و بازوی حضرت امام باشد.
۳- یکی از افرادی که از اروپا به نجف آمده بود از طرف دکتر یک پیامی برای امام آورده بود، ولی پاسخ پیام وقتی رسید که دکتر شهید شده بود.
۴- یک انسان چنده چهره عامل جدایی مرحوم شریعتی از مرحوم مطهری شد.
۵- “امام موسی صدر” دردمندانه میگفت: باید آثار شریعتی را به عربی ترجمه کرد …
۶- یک روز خدمت امام بودم ایشان فرمودند: از تهران کسی را مستقیماً فرستادند پیش من که بیاید اینجا و علیه مطهری و شریعتی صحبت بکند.
۷- از فرزندان امام و همسر امام مصاحبههایی داشتیم که شدیداً به دکتر شریعتی ابراز علاقمندی میکردند.
۸- “آیة الله مشکینی” از کسانی بودند که خودشان شخصاً یک شب بلند شدند رفتند حسینیه ارشاد و پای درس مرحوم دکتر شریعتی نشستند، وقتی ایشان از درس برگشته بودند گفته بودند رفتم و استفاده کردم، بسیاری از مطالبی که ما نمیتوانیم بگوئیم ایشان دارند میگویند.
- و اما چند جمله ایی از دکتر شهیدعلی شریعتی …؛
۱- افتخار میکنم که مقلد خمینی باشم، من غیر از ایشان چه کسی را میتوانم به عنوان مرجع بپذیرم.
۲- روشنفکرها همیشه بزرگترین فاجعه برای انقلابیها بودهاند.
۳- بیارزش ترین جناح برای رهبری مردم روشنفکرها هستند.
۴- انسانی که امام خود را نمی شناسد بمانند گوسفندیست که شبان خود را گم کرده است.
۵- باب اجتهاد را که مذهب ما باز گذاشته است و این بزرگترین عامل حیات و حرکت و نو ماندن مدام مذهب در هر زمانی و زمینی است.
۶- ادعا میکنم که در تمام این دو قرن گذشته در زیر هیچ قرارداد استعماری، امضای یک آخوند نجف رفته نیست.
۷- اختلاف من و او (طلبه) اختلاف پسر و پدری است در داخل خانواده.
۸- این طلبه است که عمر مسئولیت اجتماعیش با عمر حیاتش یکی است.
ادامه ی نوشته